تبليغاتX
قصر خیال

شب به روی شیشه های تار

می نشست آرام چون خاکستری تبدار

باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیرورو می کرد

پیچ نیلوفر چو دردی موج  میزد بر سر دیوار

در میان کاج ها جادوگر مهتاب

با چراغ بی فروغش می خزید ارام

گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد.

 

من خزیدم در دل بستر

خسته از تشویش و خا موشی

گفتم ای خواب :ای سر انگشت کلید باغ های سبز

چشم هایت برکه تاریک ماهی های آرامش

کولبارت را به روی کودک گریان من بگشا

و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پرهای فراموشی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرجان و میکاییل در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 19:51

سلام خواهری خوبی یه اس ام اس

 

دیروز از جلوی مغازه گل فروشی رد میشدم

 

دیدم قشنگترین گلش نیست اس ام اس زدم

 

ببینم کجایی.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرجان و میکاییل در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:30

وقتی که به تو فکر می کنم

اشکام می شن رونه

 

از یادت آتیش می گیره

باز این دل دیونه

 

با تو بودن چیزی که غم از من می گیره

 

چند روزی که دلم بدجور هواتو کرده

تو خاطرات ذهنم دنبال تو می گرده

دنبال تو با خنده هات

دنبال مهربونیات

میام ولی نمی رسم ..

 

خدا کنه یک روزی باز هم تو رو ببینم

باز از وجود سبز تو گلهای شادی بچینم

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرجان و میکاییل در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 14:37
سکوت در مرداب

من و دل سوار بر قایق تنهایی

در مرداب چشمانت

که پر است از ابر و مه خستگی های روزگار

آرام پیش می رویم.

در خیال تاریکم

مروارید اشکهایم در ساحل غمگین رویای خیست

خیره می شوند به خورشید نگاهت.

سکوت مرداب دیوانه وار فریاد می زند

فریادی از جنس مرگ

مرداب چشمانت گورستان آرزوهای من

و سکوت مرداب آهنگ وداع من است.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرجان و میکاییل در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 17:7

 

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .

گفتم:کجا ؟

گفت : رو قلبت
.
گفتم مگه می تونی ؟

گفت : آره سخت نیست ، آسونه
.
گفتم باشه .بنویس تا همیشه یادگاری بمونه
.

یه خنجر برداشت
.
گفتم این چیه ؟

گفت : سیسسسسس
.
ساکت شدم
.

گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی
.
خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت
.

دوست دارم دیوونه
.


اون رفته ، خیلی وقته ، کجا ؟ نمی دونم
.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده
.

دوست دارم دیوونه .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط مرجان و میکاییل در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 20:43
JavaScript Codes JavaScript Codes